برگرفته از: مقاله خانم سحر طوفان-كارشناس ارشد رشته معماري منظر دانشگاه شهيد بهشتي

دانشجوي دكتري معماري و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات

چكيده:

كيفيت فضاي سبز شهري يكي از مهم ترين دلمشغوليهاي دانش معماري منظر است و بسياري از دست اندركاران اين حيطه‌‌‌"ارتقاء كيفيت محيط و منظر" را مهم ترين وظيفه فعاليت معماري و منظر مي دانند. حال اين سوال مطرح است كه: براي دستيلبي به كيفيت مطلوب محيط و منظر چه عواملي بايد مدنظر قرار گيرد؟ و نقش انسان به دعنوان شهروند در فرآيند ايجاد اين كيفيت چگونه است؟ در اين مقاله كه با محورنقش مشاركت مردمي و فرهنگ سازي در توسعه پايدار فضاي سبز شهري ارائه مي شود< سعي بر تبيين جايگاه انسان(شهروند) و چگونگي تاثير فضاهاي سبز شهري بر هويت انساني است. ساختار كلي مقاله شامل سه بخش عمده:

شهروند-محيط،شهروند-هويت و شهروند-مشاركت بوده و در نهايت،نتايجي از مباحث مطروحه به شرح زير بيان شده است:

-ايجاد انگيزه براي مشاركت شهروندان.

-آموزش و تبليغ مشاركت شهروندان در فضاي سبز شهري از طريق آموزش و پرورش،راديو و تلويزيون،روزنامه ها و ...  .

-استفاده از زمان و اوقات فراغت شهروندان در جهت توليد و نگهداري فضاهاي سبز شهري.

-مشاركت مردم در برنامه ريزي و طراحي فضاهاي سبز شهري در كنار مشاورين و متخصصين و مسئولين.

-بوجود آوردن فرصت ها و حمايت هاي لازم از شهروندان در جهت ايجاد تشكلهاي مردمي تحت عناوين انجمن سبز و ...

-بازنگري و بررسي الگوهاي تجربه شده مشاركتي شهروندان و ارائه راهكارهاي جديد و موفق.

-بهره گيري از حضور شهروندان براي طرذاحي منظر شهري هويت دار.

كليد واژه ها: شهروند،هويت،منظر شهري،فضاي سبز،مشاركت.

مقدمه:

هر چه بيشتر مظاهر زندگي را مي بينيم، بيشتر در مي يابيم كه فقط از طريق تنهايي و پيوند با طبيعت ، شخص مي تواند به معني و غناي طبيعت واقف شود. من مي دانم كه شخصيت حقيقي ام در چنين انديشه خلوتي با طبيعت نهفته است،...                                                                                                   "  سيريل كانالي و همكاران"

 

به مرور زمان ، تعبير از مفهوم منظر شهري و چگونگي ايجاد فضاهاي عمومي شهر ، مطابق با سليقه و نياز شهروندان، تغيير يافته و دگرگون شده است. به طور كلي مي توان گفت كه منظر شهري، هنر يسكژارچع سازي بصري و ساختاري مجموعه محيط شهري است. شهر به عنوان يك زيست بوم زنده و فعال ،پيوسته در حال تكامل و توسعه است؛و فضاي شهري جزئي از فضاهاي شهري شهروندان محسوب مي شوند.

اماغ امروزه رشد صنعت و افزايش روزافزون جمعيت شهرها و گرايش به ساخت و سازهاي سودگرايانه منجر به انهدام طبيعت و فضاي سبز شهري و ناديده گرفتن منظر شهري گرديده است.

از طرفي ديگر توجه انسان به منابع طبيعي افزوني يافته و بهره برداري از آن جايگزين احترام به طبيعت و حفاظت از آن شده است.

وجود فضاي سبز به عنوان جزئي از بافت شهر و هم چنين بخشي از خدمات شهري ضرورت داشته ، نمي تواند جدا از نيازهاي جامعه شهري باشد. فضاي سبز شهري بايد از نظر كميت و كيفيت متناسب با ساختار فيزيكي شهر ؛ اعم از ابنيه و معابر ، و هم چنين نيازهاي اجتماع از لحاظ رواني و بهداشتي باشدو فضاي سبز شهري بايد با توجه شرايط اكولوژيكي شهر و روند گسترش آتي آن ساخته شود،تا بتواند به عنوان فضاي سبز فعال، بازده زيست محيطي مستمر داشته باشد. چرا كه مهم ترين اثر فضاي سبز در شهرها، كاركرد زيست محيطي آنهاست و اين كاركرد زيست محيطي مي تواند شهرها را به عنوان محيط زيست جامعه انساني معني دار كرده و با آثار سوء گسترش صنعت و كاربردهاي نادرست تكنولوژيكي مقابل نمايند.

با عنايت به اين مطلب كه فرداي زندگي انسانها وابسته به حراست از طبيعت و منابع محيط زيست مي باشد،  لذا فراهم آوردن يك بينش پيشرفته از طبيعت جهت تغيير و تحول در نگرش عموم مردم كارساز خواهد بود و اين تنها با ايجاد تحول در باور مردم و به كمك خود مردم به صورت مشاركت هاي مردمخي در توسعه فضاي سبز شهري نمود پيدا خواهد كرد.

شهروند – محيط :

انسان با توجه به نيازها، ارزشها و هدف هاي خود محيط طبيعي را دگرگون مي كند و به طور متقابل تحت تاثير محيط دگرگون شده قرار مي گيرد. در اين ميان تكنولوژي پيشرفته موجب مي شود تاثير انسان بر محيط شدت سرعت يابد. گهگاه دگرگوني سريع محيط مخرب بوده و موجب ايجاد اختلال در نظام اكولوژيك انسان-محيط مي شود.

محيط دگرگون شده يا محيط زيست مصنوعي به محيطي گفته مي شود كه توسط انسان ساخته شده باشد.به عقيده ي پاره اي از متخصصان محيط زيست،محيط زيست مصنوعي،"محيط زاييده تفكر"،"محيط فرهنگ ساخت"و"سپهر فني" است؛ زيرا پيدايش و وضعيت آن،نتيجه نيروي خلافيت و تفكر بشر است، و به همين جهت لست كه به آن محيط فرهنگ ساخت يا تفكر ساخت نيز گفته مي شود.

از آن جا كه محيط زيست مصنوعي حاصل نحوه تفكر و چگونگي فرهنگ هر جامعه است، بر اساس اين شاخص مي توان طرز تفكر و كيفيت فرهنگ يك اجتماع را دريافت.

جايگاه طراحي منظر شهري،فصل مشتركي ميان معماري و شهرسازي و طراحي فضاهاي باز وسبز است.و شايد منظور از طراحي چنين فضاهايي، متحول ساختن چهارچوب سياست گذاري براي طراحي كالبدي شهر باشد. براي ايجاد همبستگي و نظم ساختاري بين انسان و محيط،و به عبارت بهتر شهروند و شهر شايسته است كه مفاهيم اساسي  در اين زمينه تبيين و بازشناسي شوند.

درباره تاثير متقابل انسان و محيط نظريات متعددي بيان شده كه در اين ميان نظريه ارگانيزمي بيانگر تاثير متقابل اجتماعي < جامعه شناختي و فردي به صورت نظامي واحد و پيچيده است. و به اين مهم اشاره دارد كه در تعادل هاي متعددي كه در اثر تعامل عوامل فوق و در جريان مراحل رشد حاصل مي شود،عوامل زيستس نقشي مهم مي يابند. به طور مثال با ملاحظه ي چگونگي آمايش فضاهاي سبز يك شهر ، به علاقمندي ساكنان آن در جهت بهبود محيط زيست و يا بي توجهي نسبت به اين موضوع مي توان پي برد. لذا بافت سبز انسان ساخت يك شهر محصول فرهنگ برنامه ريزي و توجه او به طبيعت و قابليت هاي محيط زندگي اش مي باشد.

ادامه دارد...